|
یه چیز خالی٬ تاریک٬ که هرچی سعی می کنی ببینیش نمی شه ... !!! یه موقع هایی احساس می کنم یکی مواظب منه ... !!! و وقتی به اتفاقات که افتاده فکر می کنم، می بینم که مثل اينكه واقعاْ اينطوريه و اين اتفاقات در بعضي مواقع بدون اينكه خودم احساس كنم توسط کسی هدايت شده بوده، مثل اينكه كسي به همه افرادي كه مي شناسي رشوه داده تا كاري كه اون مي خواد بكنن و اصلاْ به حرفات توجهي نكنن و چیزی که تو می خوای انجام نشه! که می مونی که واقعاْ اینها خودشونن یا یکی دیگه ؟؟! (چون این دفعه حرفهاشون با همیشه فرق می کنه) اما بعد از مدت ها با بروز اتفاقات جديد، مي بيني كه شاید چه خوب شد كه اون اتفاقي كه مي خواستي نيفتاده ... !!! و چه خوب كه امروز مي توني از فرصت هاي جديد استفاده كني، فرصت هايي كه طوري به نظر مي رسن كه انگار از اول براي تو بايد اتفاق مي افتادن، ... !!! (واقعاْ ؟؟؟) اتفاقاتي كه انگار همه چيزشون به هم پيوسته است، همشون يه جوري به هم مربوط مي شن و كسي مي خواد بهت بفهمونه كه داري چيكار مي كني و بايد چيكار كني ! مي رسي به اينجا كه مي بيني كجا مي بودي و كجا هستي و كجا بايد باشی ... !!! (همش يه ... !!!) . . .
هیچ کاری از دست کسی بر نمیاد !!!
برای از انسانها به این نتیجه می رسند که بهترین چیز در زندگی٬ شادی است٬ برخی دیگر رنج را بکار می برند٬ اما بیشتر انسانها هیچ یک را بر خود روا نمی دارند: پس به هیچ چیز نمی رسند و فقط از میان زندگی می گذرند. درد می تواند آفریننده باشد.
هر عشق٬ همواره عظیم ترین و مهم ترین عشق جهان است. عشق چیزی همچون یک کلوچه نیست که بتوانیم به قطعات بزرگ و کوچک تقسیمش کنیم٬ فقط یکی٬ و سراسر عشق ... !!! عشق چیزی است که بیش تر از هرچیزی داشتنش را دوست داریم٬ و بیشتر از هرچیزی دادنش را دوست داریم.
خسته ام از لبخند اجباری این همه عشق های کوتاه و این تحمل های طولانی حقیقت پیش روم بود٬ ولی باور نمی کردیم نشستیم روبروی هم٬ تو چشمامون نگاهی نیست من و تو گم شدیم انگار٬ تو این دنیای وارونه سراغ عشقو می گیریم٬ تو اشک گریه آخر
هرکس زندگی خودش را دارد. به بهترین شکلی که می توانیم٬ زندگی مان را سامان می بخشیم٬ آرمانی نیست٬ اما می توانیم هم زیستی کنیم. دانته در کمدی الهی می گوید: آن گاه که انسان به عشق راستین اجازه ظهور دهد٬ آن ساختارهای نهادینه ی پیشین نابود می شود و توازن هرچه درست و حقیقت می پنداشتیم٬ بر هم می خورد. عشق نیرویی وحشی است. اگر بکوشیم مهارش کنیم٬ نابودمان می کند. اگر بخواهیم اسیرش کنیم٬ ما را به بردگی می کشاند. اگر سعی کنیم آن را بفهمیم٬ در سرگشتگی و حیرانی بر جایمان می گذارد. این نیرو در جهان است تا به ما شادی ببخشد٬ تا ما را به خدا و به هم نزدیک تر کند. و اما باز٬ اینطور که امروز عشق می ورزیم٬ برای هر دقیقه آرامش٬ باید یک ساعت اضطراب بکشیم ... !!!
خیلی زودتر از چیزی که فکر می کردم٬ می میرم !!! می شه فردا صبح دیگه از خواب بیدار نشم٬ برای همیشه ؟!؟!؟
زندگی٬ مسخره ... !!! همواره اعتقاد داشته ام که چه در هر انسان و چه در سراسر جامعه٬ دگرگونی های ژرف در دوره های زمانی بسیار کوتاهی رخ می دهند.
یه کاری کن که می تونی٬ یه خونه شو تو ویرونی از این بیشتر نپرس از عشق٬ نمی دونم٬ نمی دونی تو این تبیین دل مرده٬ کسی اشکاشو نشمرده کجا دیدی که تنهایی غم هاشو با خودش برده ؟؟؟ یه کاری کن از این بیشتر نیوفتم تو غم آخر نذار شمع حضور من یه شعله شه تو خاکستر نگو دوره٬ نگو دیره٬ نگو این قصه دلگیره ! یه عمری رفته از دستم٬ نیای٬ عشق تو می میره !!!
وداع ؟ همیشه از خداحافظی و وداع و ... که طورین که انگار دیگه اون شخص رو نخواهی دید٬ دلگیر می شم ! فکر می کنی می شه بدون در نظر گرفتن گذشته ! به فکر یه دنیای جدید بود ؟ خسته کننده است٬ دیوانه کننده است ! با آمدنت فريبم دادي يا با رفتنت ؟ كاش تو را هرگز نمي ديدم تا هميشه سراغت را از فرشتگان مي گرفتم تا تلخ ترين شعرم را هرگز در گوش خدا نمي خواندم كاش تو را هرگز نمي ديدم آن وقت نه بغضي در گلويم بود نه اين دل شدگي و نه مشتي شعر
از همون اول می دیدم که تو بغض من نبودی تورو با خودم می دیدم اما تو یه سایه بودی تو نگات عشقی ندیدم که بشه بخاطرش مرد که به خودخواهی محضت مثل زالو دلمو خورد . شاگردی از استادش پرسيد: عشق چست؟
هربار كه دو عاشق با هم ملاقات مي كنند، در حقيقت چهار آوايند كه سخن مي گويند. دوتا از آنها كه مرئي اند، رابطه اي متفاوت از دو آوايي دارند كه نامرئي اند. زمانی که دست زندگی سنگین و شب بی ترانه است٬ هنگام عشق و اعتماد است. و دست زندگی چه سبک می شود٬ و شب چه پر ترانه٬ آنگاه که به همه عشق می ورزیم و اعتماد داریم. براي اينكه شور و عشق اوليه زنده بماند، بخشي از اوقات هر كسي بايد فقط به خود او تعلق داشته باشد. هيچ كدام از ما، آنقدر خردمند نيست كه بتواند تصميمي متداخل در زندگي ديگري بگيرد. كافي است فقط به يك قانون توجه شود - صداقت - و همه چيز دقيقاً همچون يك رؤيا خواهد بود... !!! واقعاْ؟؟؟
|